به گزارش سینماپرس در سکوت خبری رسانهها، در حالی به نهمین سالگرد درگذشت «فرج الله سلحشور» کارگردان خوشنام و نستوه کشورمان رسیدیم که حالا بیش از هر زمانی میتوان چرایی عدم تبیین شخصیت مشی و مرام فکری او در این سالها را دریافت. شخصیتی که با تمسک به قصص قرآنی، به تصویرسازی از کلام وحی مبتنی بر مدل شیعی قائل بود و در این مسیر تمام تلاش خود را معطوف استفاده از تفاسیر اصیل و مستند و برآمده از اقوال معصومین علیهم السلام مینموده است.
پر واضح است که همین تمسک و تمرکز بر قرآن کریم و اقوال صحیح السند و کلام ماثور معصومین علیهم السلام بود که موجب شد تا خداوند به عمر ۶۳ ساله «فرج الله سلحشور» آنچنان برکت و فضیلتی دهد که از یک سو مایهی آبرو و اعتبار هنر سینمای ایران در چشم ملتهای دیگر گردد و از سوی دیگر به عنوان یک «سینماگر مولف» بتواند الگووارهای برای تولیدات فیلم سریال مبتنی بر «قصص قرآن» از برای فعالان متعهد به این عرصه ترسیم نماید. الگویی که به شدت سعی مینمود تا ضمن حفظ و توجه به مخاطب، ادبیات سینمایی و روایت داستنی خود از افتادن در دام شیطانی «تفسیر به رای» محافظت نماید. شخصیتی راست قامت که به بهانه مخاطب پذیری هیچ گاه سعی نکرد تا به ادبیات توراتی روی آورد و بار دراماتیک آثار قرآنی خود را با استفاده از روایات مجعول و اسرائیلیات فزونی بخشد. اتفاقی که متاسفانه در «موسی کلیم الله» افتاد و این آخرین میراث بر روی زمین مانده از «فرج الله سلحشور» را در سطح آن چیزی که امسال بر روی پرده «چهل و سومین جشنواره فیلم فجر» به نمایش گذاشته شد، تنزل بخشید.
«تفسیر به رای» و خلط قصص قرآنی با انگاشتههای ذوقی و موهون همان خط قرمز «فرج الله سلحشور» بود که به عنوان الگوی بر جای مانده از این هنرمند طراز انقلاب اسلامی در جای جای آثار او قابل مشاهده میباشد و حالا قرار گرفتن اثری به اسم او و منافی با رسم او نه تنها نگران کننده است؛ بلکه میتواند به عنوان زنگ خطر انحراف در «میراث سلحشور» تلقی شود.
البته این نگرانی تا به آن حد جدی بود که «هیات اسلامی هنرمندان» یک بند مشخص از بیانیه ارزیابی و تحلیلی خود از کم و کیف برگزاری و همچنین تولیدات سینمایی عرصه شده در «چهل و سومین جشنواره فیلم فجر» را به تبیین آن اختصاص داد و به صراحت بیان داشت: در خصوص تولید آثار قرآنی به عنوان همراهان مرحوم سلحشور و مدافعان جریان ساخت آثار قرآنی، مطالب متعددی مطرح است که در این مجال فرصت پرداخت به آن نیست. تنها اشاره به این نکته اهمیت دارد که اساسا ارائه نسخه سینمایی «موسی کلیم الله» قبل از ارائه نسخه سریال، باعث تاثیرات فرهنگی و باورهای نامطلوبی میشود که میتواند با هدف اصلی ساخت سریال مغایرت ایجاد نماید. مضافا بر آنکه سازندگان محترم این اثر، بر اساس برداشت و خلاقیتهای خود، از فیلمنامهی اصلی و متکی بر قرآن کریم که توسط مرحوم سلحشور قرار بر ساخت بود، عدول کردهاند.
پس حالا در نهمین سالگرد درگذشت «فرج الله سلحشور» به عنوان کسی که خدمت زیادی به جهانی شدن سینمای ایران کرد و با یوسف پیامبر، آمار شگرفی در جذب مخاطب جهانی بجا گذاشت، کسی که ثابت کرد، داستانهای قرآن تا چه اندازه کشش دارند و تا چه حد میتوانند در ترویج معارف دینی کارآمد باشند؛ لازم است تا یادمان نرود که دامنه علاقه به سریال یوسف تا اندازهای بود که حتی در کشورهای آفریقایی، بعضی از مخاطبین این سریال به زبان فارسی علاقهمند شدند و به سراغ آموزش این زبان رفتند.
طبق آخرین آماری که از مخاطبین این سریال در سال ۹۷ اعلام شد، مردم ۹۰ کشور جهان سریال حضرت یوسف را تماشا کردهاند و مخاطبین این سریال از قلب اروپا یعنی کشور بوسنی و هرزگوین تا کشورهای غرب آفریقا یعنی نیجریه امتداد پیدا کرده و مردم عمده کشورهای مسلمان دنیا، از علاقهمندان این سریال قرآنی بودهاند. همچنین مردم هند و اندونزی، کشورهای دوم و چهارم دنیا از نظر جمعیت، از این اثر استقبال کردند.
هر چند فراگیری عرضه و نمایش این سریال به حدی است که آمار دقیقی از حجم گسترده مخاطبین این سریال وجود ندارد اما میتوان مدعی شد که مخاطبان این سریال میلیاردی بوده و توجه بخش قابل توجهی از مسلمان دنیا، با این سریال به هنر فیلمسازی ایران جلب شده است.
اما یوسف پیامبر تنها اثر جهانی فرج الله سلحشور نیست. مردان آنجلس نیز از مهمترین سریالهای ایرانی در دوران بعد از انقلاب به حساب میآید. سریالی که بعدا در جهان مسیحیت بازخوردهای قابل توجهی داشت.
محسن علیاکبری، تهیهکننده مردان آنجلس در رابطه با این سریال گفته بود: تا جایی که میدانم مردان آنجلس در کشورهای همسایه پخش شده است. حتی شنیدهام که میگویند در ترکیه در هر خانهای که بروی یک سیدی از سریال مردان آنجلس هست.
مجموعه مردان آنجلس تا اندازهای اهمیت داشت که در آن دوران، توسط رئیس دولت اصلاحات به پاپ ژانپل دوم هدیه داده شد.
فرج الله سلحشور فعالیت خود را از تئاتر شروع کرد و اولین کسی بود که تئاتر را به مسجد برد و اولین تئاتر مسجدی را برپا کرد.
مجموعه های تلویزیونی فرج اله سلحشور به نام های «ایوب پیامبر» تولید ۱۳۷۲، «مردان آنجلس» تولید۱۳۷۶ و «یوسف پیامبر» ۱۳۸۶ حاوی پیام ها، آرمان ها و مسیرهای جاری فرهنگی، سیاسی، تاریخی، قرآنی و انقلابی است که در ارتباط با مخاطب بیشترین بازدهی را داشته و نشان از تسلط فیلمساز بر موضوعیت مجموعه های قرآنی دارد. تصویری ناب از روایت هایی قرآنی که در آمیختگی با تحلیل هایی به روز و برآمده از دغدغه های مردم و انقلاب توانستتد راه خود را به خوبی در دل جامعه طی کرده و با گذشت زمان همواره خاطره ساز، جریان ساز و روشنگر باشند.
بدون شک وجه برتری فرج الله سلحشور در به کارگیری فرم نیست، حتی این ادعا که میزانسن آثار وی تئاتری است هم ادعای بی راهی نیست اما وجه قوت سینمای سلحشور، مضامین دینی و قرآنی آن است. مضامینی که امکان گفتگو با جهان را برای وی به وجود آورده و برکتی به آثار او داده که تا این اندازه مورد توجه قرار بگیرد.
جواد شمقدری کارگردان سینما با بیان خاطره ای از مرحوم سلحشور عنوان کرد: «حدود ۳۰ سال پیش ایشان پیگیر اجرای تئاتر حضرت ایوب بود، اما هیچ کسی حمایتش نمیکرد و سلحشور مدتها درگیر بود که این تئاتر را کار کند؛ روزی او به بنده گفت "اگر لازم باشد آهنگری میکنم تا پول اجرای تئاتر ایوب را به دست بیاورم" و این کار را کرد.»
شاید همین پشتکار بود که فرج الله سلحشور را تبدیل به شخصیتی کرد که به عنوان یک فیلمساز با تجربه و دغدغه مند از دل نظام، انقلاب و مذهب شیعی متفکر برآمد، از هنر رسانه ای به عنوان سلاح فرهنگی و یک پدافند فرهنگی در طول ۳ دهه بهره برد و توانست به جنس تصویری و روایتی ناب دست یابد که هم مورد قبول عموم جامعه به مثابه کاربردان رسانه ملی واقع شود و هم مطالبات نظام را از لحاظ دغدغه های فرهنگی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی از دیدی تحلیل گرانانه و کارشناسانه تأمین کند.
متاسفانه فضای هنری و سینمایی کشور علاقهای برای تجلیل درخور از جایگاه فرج الله سلحشور ندارد. این هنرمند متعهد کشورمان با اینکه بیشترین سهم در جذب مخاطب جهانی برای آثار ایرانی را داشته، همواره از سوی جریان روشنفکری مورد بیمهری قرار داشت و اکنون نیز پنجمین سالگرد فوت این هنرمند شایسته در سکوت رسانههای سینمایی سپری میشود.
یادش گرامی باد؛ با فاتحهای روح بلند او را میهمان کنیم.
ارسال نظر